۴ آبان ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰

نگاهی به نمایش «آرزوهای کوچک»؛ وقتی تئاتر حامل وضعیت اجتماعی می‌شود

نگاهی به نمایش «آرزوهای کوچک»؛ وقتی تئاتر حامل وضعیت اجتماعی می‌شود

«آرزوهای کوچک» نمونه‌ای از پیوند امکانات اجرایی با روایت در تئاتر موزیکال است؛ هماهنگی موسیقی، حرکت و تصویر به اثر انرژی می‌بخشد و موضوع کودکان محروم، به آن بُعدی انسانی و اجتماعی می‌دهد.

یادداشت مهمان-علیرضا سپهوند، منتقد موسیقی و آهنگساز؛ نمایش موزیکال «آرزوهای کوچک» به کارگردانی حسین پارسایی، در موسیقی، حرکت، تصویر و میزانسن توانایی چشمگیری دارد. هرجا این عناصر در خدمت روایت قرار می‌گیرند، شکوه صحنه با کشمکش درونی شخصیت‌ها پیوند می‌خورد. بااین‌حال، آنچه اجرای مورد بحث را به شبی متفاوت تبدیل کرد، برخاستن بهرام رادان از میان تماشاگران و درخواست مستقیم او از غزل شاکری برای امیدبخش‌تر کردن پایان نمایش بود، لحظه‌ای که ظرفیت تئاتر زنده برای تغییرپذیری را آشکار کرد.

موسیقی، ریتم، دینامیک و دراماتورژی صوتی

موسیقی «آرزوهای کوچک» با آهنگسازی پوریا خادم و ترانه و ملودی‌های کامران رسول‌زاده، از طریق تعامل تمپو، الگوهای ریتمیک، جمله‌بندی ملودیک و دینامیک صوتی، به یکی از عناصر پیش‌برنده درام تبدیل می‌شود. هم‌نشینی ارکستر و گروه کر، تضاد میان بافت‌های متراکم و خلوت، فراز و فرودهای دینامیک و آکسان‌گذاری هماهنگ با میزانسن، به اجرا انرژی و انسجام می‌بخشد.

موسیقی در این ساختار، فراتر از همراهی حرکت، با تنظیم ضرباهنگ کنش‌ها و تشدید بار عاطفی صحنه‌ها، در معماری دراماتیک اثر مشارکت می‌کند.

تناسب تکیه‌های زبانی با فراز و فرود ملودی، ترانه و بیان شیوای آوازی را تقویت می‌کند. گروه کر نیز با گسترش بافت صوتی و تبدیل بیان فردی به صدای جمعی، بعدی اجتماعی به موسیقی می‌بخشد. توازن ارکستراسیون، کنترل حجم صوتی و هم‌زمانی آکسان‌های موسیقایی با حرکت بازیگران، به یکپارچگی صدا و تصویر کمک می‌کند، تعاملی که موسیقی، حرکت و میزانسن را به مؤلفه‌هایی فعال در شکل‌گیری معنا و انتقال کشمکش عاطفی تبدیل می‌سازد.

در این اجرا، اهمیت موسیقی تنها به کیفیت شنیداری آن محدود نیست بلکه در چگونگی پیوند آن با سازمان‌دهی صحنه نیز معنا پیدا می‌کند.

ریتم پرتحرک نمایش، در کنار سکوت‌های سنجیده و تغییرات صوتی، امکان حفظ کنه انرژی اجرا را فراهم می‌آورد، بی‌آنکه روایت از انسجام فاصله بگیرد. حاصل این هماهنگی، تجربه‌ای چندوجهی است که در آن مخاطب هم‌زمان با شنیدن موسیقی، حرکت و تصویر را نیز به‌عنوان اجزای یک زبان نمایشی واحد دریافت می‌کند.

نگاهی به نمایش «آرزوهای کوچک»؛ وقتی تئاتر حامل وضعیت اجتماعی می‌شود

طراحی صحنه و میزانسن، وقتی تصویر حامل وضعیت اجتماعی می‌شود

طراحی صحنه امیرحسین دوانی، طراحی حرکت سروش کریمی‌نژاد، طراحی نور علی کوزه‌گر و استفاده از ویدئو مپینگ، جهان نمایشی پرتحرکی می‌سازند. صحنه با تغییر ترکیب‌ها و حرکت گروهی پیوسته دگرگون می‌شود و تبدیل فضای خالی به محیطی متراکم از نور، تصویر و حرکت، وضعیت شخصیت‌ها را بدون نیاز به توضیح مستقیم بازتاب می‌دهد.

میزانسن زمانی به زبان نمایش تبدیل می‌شود که حرکت بازیگران با ساختار زمانی موسیقی رابطه‌ای ضروری داشته باشد. حرکت بر ضرب، توقف در لحظه‌ای معین یا تغییر جهت هم‌زمان گروه، نسبت میان صدا و بدن را برجسته می‌کند.

در صحنه‌هایی که گروه از هماهنگی به پراکندگی می‌رسد، ازهم‌گسیختگی جمع و بی‌ثباتی موقعیت‌ها به‌صورت دیداری مجسم می‌شود. نور نیز با تغییر شدت، رنگ و جهت، توجه مخاطب و بار عاطفی صحنه‌ها را شکل می‌دهد.

نقطه قوت کار حسین پارسایی را باید در هماهنگی میان این عناصر جست‌وجو کرد. طراحی صحنه، موسیقی و حرکت به‌جای آنکه هرکدام مستقل از دیگری خودنمایی کنند، در خدمت ساختن جهانی نمایشی قرار می‌گیرند که ریتم و انرژی آن از ابتدا تا پایان حفظ می‌شود.

بازیگران و پایان غافلگیرکننده، وقتی بهرام رادان وارد متن نمایش شد

غزل شاکری در نقش «خانوم»، سیامک صفری در نقش «بابا»، رایان سرلک در نقش «خوشگله» و سایه پارسایی در نقش «مامان»، در کنار گروه بازیگران کودک و نوجوان و اعضای گروه حرکت، ترکیب اجرایی نمایش را شکل می‌دهند. حضور بازیگران در کنار یکدیگر و هماهنگی آنان با موسیقی و میزانسن، به حفظ انسجام و انرژی صحنه کمک می‌کند.

با این‌ حال، نقطه اوج اجرای مورد بحث در لحظه‌ای شکل گرفت که بهرام رادان (هر شب یک بازیگر در این جایگاه قرار می‌گیرد) از میان تماشاگران برخاست و رو به غزل شاکری گفت: «می‌شه از شما خواهش کنم که آخر قصه رو به خاطر مردم تغییر بدید و امیدبخش کنید؟»

این درخواست که در این نمایش از پیش طراحی شده و در حقیقت بخشی از اجراست، چند دقیقه بعد به تغییری در بخش پایانی نمایش انجامید و قصه در مسیری روشن‌ و امیدبخش‌ به پایان رسید. سالن که تا آن لحظه در جایگاه تماشاگر یک اجرای از پیش طراحی‌ شده قرار داشت، ناگهان با اتفاقی زنده و پیش‌بینی‌ ناپذیر روبه‌رو شد. اهمیت این لحظه تنها در حضور یک ستاره سینما در روند اجرا نبود بلکه در شکسته شدن مرز متعارف میان صحنه و سالن قرار داشت. خواسته یکی از تماشاگران به بخشی از کنش نمایشی تبدیل شد و واکنش صحنه، رابطه میان اثر و مخاطب را از تماشا فراتر برد. این تغییر، به‌ویژه به دلیل ارتباط مستقیم با مضمون انسانی نمایش، به غافلگیری وجهی معنادار بخشید.

نگاهی به نمایش «آرزوهای کوچک»؛ وقتی تئاتر حامل وضعیت اجتماعی می‌شود

مضمون اجتماعی، تبدیل آرزو به مطالبه

عنوان نمایش به فاصله میان خواسته‌های عادی و آرزوهایی اشاره دارد که برای کودکان محروم ممکن است دست‌نیافتنی باشند. اثر با قرار دادن این کودکان در مرکز روایت، مخاطب را به تأمل درباره شرایط زندگی و نیازهای آنان دعوت می‌کند. نقطه قوت مضمون اجتماعی نمایش آنجاست که کودک را صرفاً موضوع دلسوزی نمی‌بیند، بلکه او را صاحب خواسته و آرزو معرفی می‌کند. در چنین رویکردی، روایت از سطح ترحم فراتر می‌رود و مخاطب را با پرسشی جدی‌تر روبه‌رو می‌سازد: چرا خواسته‌هایی که برای بسیاری از کودکان بدیهی‌اند، برای گروهی دیگر به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شده‌اند؟

لازم به ذکر است که بر اساس اعلام عوامل، درآمد نمایش به امور نیکوکاری مرتبط با کودکان بی‌سرپرست اختصاص می‌یابد و قرار است هر شب یکی از چهره‌های شناخته‌ شده سینما و تئاتر در بخش پایانی همراه گروه شود. این پیوند میان اجرا و فعالیت خیریه، بُعد اجتماعی پروژه را تقویت می‌کند و می‌کوشد توجهی را که هنر برمی‌انگیزد، به حمایت عملی از کودکان نیازمند پیوند دهد.

در این چارچوب، درخواست بهرام رادان برای تغییر پایان قصه نیز معنایی فراتر از یک غافلگیری پیدا می‌کند. او خواست روایت به‌جای فرجامی تلخ، به سمت امید حرکت کند. درخواستی که با مضمون اثر هم‌راستا بود و در همان لحظه، پیام نمایش را به بخشی از تجربه واقعی تماشاگران تبدیل کرد. آن شب، این معنا نه‌ فقط در روایت کودکان و آرزوهایشان، بلکه در ارتباط زنده میان صحنه و سالن نیز شکل گرفت. ارتباطی که پایان نمایش را به تجربه‌ای مشترک از غافلگیری و امید تبدیل کرد.

شبی که پایانش بخشی از تجربه تئاتر شد

«آرزوهای کوچک» با کارگردانی حسین پارسایی، موسیقی پوریا خادم، ترانه و ملودی‌های کامران رسول‌زاده، طراحی صحنه چشمگیر و میزانسن‌های خلاقانه، نمونه‌ای قابل توجه از پیوند امکانات اجرایی با روایت در تئاتر موزیکال است. هماهنگی موسیقی، حرکت و تصویر به اثر انرژی می‌بخشد و موضوع کودکان محروم، به آن بُعدی انسانی و اجتماعی می‌دهد.

در نهایت، «آرزوهای کوچک» یادآوری می‌کند که شکوه موسیقی، تصویر و حرکت زمانی بیشترین تأثیر را دارد که در خدمت معنا قرار گیرد.

کد مطلب 6990276

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha